یادداشت؛

تأملی بر یک رویداد

۴۱ بازدید
تأملی بر یک رویداد
به گزارش پایگاه خبری «صبح قزوین» دکتر سید علی قاسم‌زاده، عضو هیات علمی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره) در یادداشتی نوشت: یکی از مؤلفه‌های پیروزی در جنگ، استفاده بجا و بموقع از فرصت‌هاست. جهانیان به خوبی مشاهده کردند که با تهاجم غیرقانونی و وحشیانه آمریکا و صهیونیسم به ایران، چگونه تنگه هرمز به بزرگترین ابزار جنگی و چانه زنی ایران بدل شد.

کمتر کسی باور داشت که کنترل هوشمندانه تنگه هرمز می‌تواند به سرعت اقتصاد جهان را به مرزهای فروپاشی نزدیک و امنیت غذایی را در کشورها تهدید کند. کنترل نبض تنگه هرمز، تامین انرژی مورد نیاز برای کاربری صنعتی، خانگی و حمل و نقل و حتی محصولات پتروشیمی و فلزی را در بسیاری از کشورهای دنیا به بحرانی‌ترین لحظات خود رساند و به تبع آن با رشد نارضایتی مردم در اغلب کشورها، مشروعیت و توانایی دولت‌ها به چالش کشیده شد.

لذا یکی از دلایل همراهی نکردن هم پیمانان آمریکا برای جنگ با ایران هراس از فراگیری و عمیق‌تر شدن چنین اوضاعی بود. بنابراین دیدیم که آمریکا و صهیونیسم به اغلب اهداف بزرگ خود در قبال ایران و جبهه مقاومت دست نیافتند و تحت فشار سیاسی کشورهای مختلف دنیا و همچنین نگرانی شدید جمهوری خواهان در آمریکا از آینده سیاسی خود از یک سو و به سبب اتحاد و پایداری ملت ایران و قدرت‌نمایی نیروهای مسلح و هماهنگی جبهه مقاومت از دیگر سوی، به پای میز مذاکرات کشانده شدند.

لذا واقعیت ماجرای جنگ تحمیلی را نه در فضای رسانه‌ها و توییت‌های امثال ترامپ که بایست در فضای میدانی جستجو کرد. حقیقت این است که بعد از پذیرش شرط ایران برای آتش بس در سراسر سرزمین‌های جبهه مقاومت به‌ویژه لبنان، اجازه دوباره عبور و مرور کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز با مدیریت نیروی دریایی سپاه با سازکار جدید تعریف شده؛ مثل آزادی عبور و مرور و تامین امنیت تجارت با پرداخت عوارض یک امتیاز بزرگ برای تحمیل خواسته به‌حق جمهوری اسلامی است و جهان حاکمیت ایران را بر این تنگه بی چون و چرا پذیرفته است.

حال که از دستاوردهای این بازگشایی تعریف شده، بازگشت آرامش نسبی به بازار انرژی و حمل و نقل دریایی و تامین مایحتاج کشورهای مختلف دنیا در حوزه‌های انرژی، پتروشیمی، کشاورزی، فلزات و ... است، روشن است با این جو ایجاد شده و کاسته‌شدن آستانه تحمل کشورهای ذی نفع، فشار بر آمریکا و رژیم جعلی برای پرهیز از هرگونه تنش آفرینی مجدد علیه ایران و جبهه مقاومت افزون خواهد شد و هزینه آغاز دوباره جنگ را برای متجاوزان به شدت افزایش خواهد داد.

لذا به نظر می‌رسد این موضوع آمریکا را به دادن امتیازهای بزرگ برای صلح پایدار مجبور خواهد کرد؛ گرچه ترامپ فاسد، دن کیشوت متوهم قرن اخیر، و نتانیاهوی جنایت کار اساسا قابل اعتماد و پیش‌بینی نیستند.

باید دید که آیا در مذاکره جدید، آمریکا زیر بار دادن حقوق ایران و پذیرش شروط اساسی و کلیدی اعلام شده خواهد رفت یا همچون گذشته بر جهل و جنون خویش اصرار خواهد کرد و اقتصاد جهان را به سوی نابودی سریع‌تر می‌کشاند.

در هر صورت، بازگشایی هوشمندانه و کنترل شده تنگه هرمز در قبال آتش‌بس جامع در همه حوزه‌های جبهه مقاومت و پذیرش قواعد حقوقی جدید ایران (پرداخت عوارض) و رعایت دیگر قوانین آن، یک پیروزی راهبردی غیرقابل نفی برای ایران است.

امید که در مذاکرات پیش‌رو، مذاکره‌کنندگان ملت، تحت اشراف و هدایت‌ها و ارشادات امام مجتبی خامنه‌ای دیگر شروط بنیادین ایران را هم تثبیت و منافع ملی ایران (به صورت نقد نه با وعده‌های نسیه مانند برجام) به تمامی تامین نمایند و دشمنان را از هرگونه تجاوز مجدد پشیمان سازند.

البته ماجرای انتقام و درخواست خون‌بهای رهبر شهید و سرداران رشید و سیاست مداران بزرگ و دیگر قشرهای مردم شریف ایران و مجاهدان حوزه مقاومت وجهی دیگر دارد و ملت انقلابی و مسلمانان آزاده جهان گریبان متهمان این جسارت بزرگ را رها نخواهند کرد.

مطالب مرتبط