یادداشت؛
بعثت ملت بطلان الگوریتم اغتشاشات

به گزارش پایگاه خبری «صبح قزوین» دکتر سیدعلی قاسمزاده، استاد دانشگاه و رئیس پیشین دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)در یادداشتی نوشت: بیگمان از ثمرات جنگ تحمیلی سوم، تحقق پیشگویی رهبر شهید انقلاب درباره مبعوث شدن مردم ایران است. پنجاه روز است که در تمامی شهرها و حتی برخی روستاها شاهد خیزش مردمی هستیم که تمام و کمال خونخواه امام شهیدشان و فرزندان برومند این مرز و بوم، از سرداران و جوانان مدافع وطن تا کودکان، زنان و مردان این سرزمین، در تهاجم وحشیانه شیطانیترین رژیمهای تاریخ بشریتاند و پا به پای مجاهدان و رزمندگان غیور خود، خستگیناپذیر از جان و مال و آبروی خویش گذشتهاند تا با اتحاد مقدس و حضور میدانی خویش، دستان پلید اجانب را از این آب و خاک کوتاه کنند.
آیا به یاد دارید که در خلوت و جلوت آرزو میکردیم: «خداوندا دلهای رمیده ملت را بار دیگر به هم نزدیک ساز»؛ همان قلوبی که گویا با نبرد شناختی و جنگ نرم دشمنان و خیانت و بیتدبیری برخی دولتمردان و احزاب انحصارطلب دموکراتیکنشان و رقابت در بحرانآفرینی و القای خودبحرانزدایی، از هم گسسته شده بود. چه دردآور بود ریزشهای انقلاب و جدایی مردمی که در گرد و غبار فتنهها ره گم میکردند و ناخودآگاه از گاهواره تمدن جهان، یعنی ایران و انقلاب اسلامی برآمده از اراده ملی، بریده و بر گرداب فریب و بیابان سرابآلود غرب درافتاده و گرفتار میشدند.
اما به ناگهان، گویا نور امیدی در دل تاریکی اذهان درخشید و افقها را خیره ساخت؛ جنگ تحمیلی سوم سرآغاز بیداری اجتماعی و خیزش عظیمی شد که کمتر کسی باور داشت. غیرت ایرانی و هویت ملی و دینی بار دیگر در اثر حمله دشمنان به جنبش درآمد و بسیاری از کسانی که به دام انفعال افتاده بودند، با شعار:
«دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود»
و
«همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم»
به دفاع از کیان ملی و تمامیت ارضی برخاستند.
کافی است در این روزها و شبها با دقت بیشتر به تیپهای شخصیتی حاضر در اجتماعات مردمی بنگریم؛ آنگاه حقیقت این مدعا آشکارتر میشود. نژاد ایرانی هیچگاه میهن، استقلال و هویت ملی خویش را به اجانب نمیفروشد. تاریخ ذهنیت ایرانی هرگز عظمت گذشته و مرکزیت ایران را در عالم فراموش نمیکند؛ همان باوری که ایران را در مرکز قلمرو جغرافیایی و فرهنگی تمدن بشر قرار میداد:
«همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چون که ایران دل زمین باشد دل ز تن به بود یقین باشد»
(نظامی گنجوی)
ایرانی اصیل میداند تنها با ابزار قدرت و بیداری فرهنگی است که میتوان بر نگاه استعماری غرب غلبه کرد و اجازه نداد تا از دریچه و دایره نگاه «دیگری» تعریف شود؛ همان نکته ظریفی که امام شهیدمان بارها توصیه فرمودند که هیچوقت خود را در افق گفتمان خودمحوری غرب قرار ندهید. یکی از مصادیق آن نیز این بود که هیچگاه منطقه غرب آسیا را «خاورمیانه» نمیخواندند.
با وجود این، در این بازگشت جمعی و رستاخیز ملی، در کنار وجه حماسی هویت ایرانی و نهادینه شدن فرهنگ شهادت و گفتمان عاشورایی «هیهات منالذلة»، نباید از نقش سازنده سیاست در عرفان ایرانی و پدیدارشناسی فکری آن در ساحت خودآگاهی و ناخودآگاهی غافل ماند؛ همان عرفانی که زندگی را در جهاد و عقیده چکیده میسازد و محمل اندیشهای است که طالبان عاشق را با انتخاب مرگ سرخ به خودآگاهی میرساند.
عرفان سیاسی که حلاجوار، به تأسی از امام حسین(ع)، ندای «رکعتان فی العشق لایصح وضوهما الا بالدم» سر میدهد؛ همان انتخاب آگاهانه و نماز سرخی که رهبر شهیدمان با خون خویش بدان وضو ساخته بود تا عاشقانه قربان شود و چونان امام حسین(ع) با سیما و ردایی خونین خداوند را ملاقات کند.
امروز با آشکار شدن نقش حضور میدانی قشرهای مختلف مردم در خیابانها در دفاع از دین و میهن و نقش بر آب شدن برنامههای دشمنان، گویا اعتبار نگاه اقبال لاهوری، این اندیشمند مسلمان معاصر، بیشتر درک میشود که میسرود:
«قوت دین از مقام وحدت است وحدت ار مشهود گردد ملت است»
از همین رو میتوان گفت اجتماع بسیجیوار مردم ایران در این ایام، ترسیم الگویی ناب و بازآفرینیشده از هویت ایرانی ـ اسلامی در گستره اجتماعی کشور است؛ الگویی که میتواند خط بطلانی علیه هرگونه اغتشاش و فتنهگری در آینده حکمرانی ایران اسلامی باشد.
آری، شاهکلید شکست قفل انسداد فکری و دفع شرارتها و فتنههای خانگی مزدوران میهنفروش در آینده، ظهور همین نظام مشارکت مردمی محلهمحور با حضور میدانی خانوادگی است و بیتردید با چنین اتحادی، چشم هر فتنهای کور و جرقه هر اغتشاشی در نطفه خاموش خواهد شد.