یادداشت؛

حریف‌طلبی صورتیِ ایران خانم

۷۸ بازدید
حریف‌طلبی صورتیِ ایران خانم
به گزارش پایگاه خبری «صبح قزوین» مریم محمدی فعال رسانه‌ای استان قزوین در یادداشتی نوشت: امروز همان‌ها که برای باز کردن درب شیشه مربا و ترشی کمک می‌خواهند؛ در صف اول دفاع از میهن حاضری زده‌اند. 

 همه ما آن‌ها را به دنیای صورتیشان می‌شناسیم؛ از همان بدو تولد دنیایشان را صورتی می‌کنیم، از رنگ اتاق، لباس و اسباب بازی گرفته تا لوازم‌التحریر و... حتی بزرگ هم که شوند کودک درونشان زنده می‌ماند تا این دنیای صورتی را زنده نگهدارد.

خودمانیم اگر دنیای صورتیشان نبود، زندگی رنگ می‌باخت و کجا می‌توانستیم زیبایی و لطافت را سراغ بگیریم؟ همان‌ها که غم و شادیشان، عصبانیت و مهربانیشان صورتی است. همان‌ها که برای باز کردن درب شیشه مربا و ترشی کمک می‌خواهند اما به وقتش قهرمانان میدان‌های سخت و طاقت‌فرسا می‌شوند.

جنگ تحمیلی سوم که اکنون آن را سپری می‌کنیم، نمونه بارزی از میدان نبرد با دشمن است که زنان و دختران ایرانی صحنه دیگری از حماسه را به میدان آوردند و در صف اول شهادت و پرچمگردانی در خیابان‌ها حضور یافتند.

شاید هم بهتر است برگردیم به روز اول جنگ رمضان، 9 اسفندماه 1404 که مدرسه شجره طیبه میناب توسط شقی‌ترین انسان‌های روی زمین بمباران شد و بیش از 160 دانش‌آموز دختر و پسر و والدین و معلمانشان به شهادت رسیدند.

بیش از 50 شهید این مدرسه دانش‌آموزان دختر بودند؛ دخترانی که هنوز دنیای صورتیشان را زندگی می‌کردند. چرا که سنشان هفت تا 12 سال بود و شاید کمتر از هفت سال هم داشتند و دنیای قشنگشان خلاصه می‌شد به کیف مدرسه صورتی که هر روز کتاب‌هایشان را با آن حمل می‌کردند تا با کسب علم، برای ساختن دنیای بزرگ‌تر آماده شوند اما سهمشان از این دنیای بزرگ، عمری کوتاه با آرزوهای برآورده نشده بود.

دختران میناب آنگاه که در خون خود غلطیدند و تکه‌های جسم کوچکشان، خاک ایران را لاله‌خیز کرد؛ بار دیگر سند مظلومیت ایرانیان در برابر ظلم زیاده‌خواهان عالم شدند. آن‌ها با دنیای صورتیشان خداحافظی کردند و همراه پدر امت، رهبر شهیدمان رهسپار راه شهادت شدند تا نشان دهند که شهادت، نهفته در آئین و دینمان است و سن و جنسیت نمی‌شناسد.

روزی همین دختران با چادرهای سفید و گل‌های صورتی در صف نماز جماعت به امامت پدر امت می‌ایستند و مثل فرشته‌ها دور او حلقه می‌زنند و روزی هم همین فرشته‌ها همسفر رهبرشان در مسیر زنده‌مانی می‌شوند، که شهادت نه مُردگی بلکه زنده شدن است.

خون دختران میناب جوشش جهانی برای ایستادن در برابر ظالمان را ایجاد کرد به طوری که قلب هر آزاده‌ای در هر نقطه از جغرافیای این کره خاکی برای آن‌ها به درد آمد و جرقه‌ای برای ادامه راه مبارزه با ظلم و استبداد شد. بله، وقتش که برسد دختران کارهای بزرگی می‌کنند.

اکنون که 50 روز از جنگ تحمیلی سوم می‌گذرد، دختران ایرانی پرچم را زمین نگذاشته و به خون‌خواهی رهبر شهیدمان و دفاع از میهن در خیابان‌ها استوار ایستاده‌اند. آن‌ها در این کارزار هیچ ترسی از دشمن ندارند و با مشت گره کرده به تأسی از رهبر شهید انقلاب، حریف می‌طلبند.

امروز که میلاد با سعادت حضرت معصومه (س) است؛ بهانه‌ایست تا نگاهی به چهره صورتی جنگ بیندازیم؛ از دختران شهید مدرسه میناب تا دخترک شیرین زبانی که از سید مجید موسوی فرمانده هوا و فضای سپاه پاسداران موشک صورتی برای پاسخ به جانیان صهیونیست را خواسته بود و تا رژه نظامی دختران که نشان دادند با اسلحه و جیپ صورتی آماده دفاع از خاک میهن هستند!

بار دیگر به خود یادآور می‌شویم وقتی که سایه بیگانه بر سر وطن سنگینی کند، همه آنان که دل در گرو سرزمینشان دارند برای حفظ خاک خود به میدان می‌آیند و دیگر جنسیت و سن رنگ می‌بازد. به ویژه در خاک ایران‌زمین، هر گاه که دشمنان بر آن تاختند نیز مردمان غیور ایرانی از زن و مرد و خُرد و کلان حتی با چنگ و دندان هم که شده دست از دفاع برنداشته و اجازه تاراج به بدخواهان نداده‌اند.

مطالب مرتبط