یادداشت؛

بی‌حجاب‌ها هم پای کار نظامند

۱۵۶ بازدید
بی‌حجاب‌ها هم پای کار نظامند
به گزارش پایگاه خبری «صبح قزوین» سحر علیخانی، مدیرمسئول این رسانه در یادداشتی نوشت: در روزهایی که بحث حضور زنان کم‌حجاب و بی‌حجاب در تجمعات شبانه و صحنه‌های حمایت از جمهوری اسلامی ایران داغ شده، بیش از هر زمان دیگری نیازمند یک روایت دقیق و منصفانه‌ایم؛ روایتی که نه در سطح ظاهر متوقف شود و نه از بیان اصول غفلت کند.
 
بسیاری در مواجهه با این تصاویر، یا دچار شگفتی می‌شوند و یا شتاب‌زده نتیجه‌گیری می‌کنند. برخی چنان بر ظاهر تمرکز می‌کنند که گویی همین ظاهر، تمام حقیقت ماجراست. در حالی‌که اگر قرار است تحلیلی درست ارائه شود، باید به لایه‌های عمیق‌تر توجه کرد.
 
واقعیت آن است که بخشی از زنان و دخترانی که ممکن است در ظاهر با برخی هنجارهای رسمی جامعه اسلامی ما فاصله داشته باشند، در بزنگاه‌های مهم در کنار جمهوری اسلامی می‌ایستند. پرسش اصلی این نیست که «چگونه با این ظاهر آمده‌اند؟» بلکه این است که «چه عاملی آنان را به میدان آورده است؟»
 
آنچه این افراد را نزدیک می‌کند، نه تعطیل شدن احکام دینی است و نه بی‌اهمیت شدن مسئله حجاب؛ بلکه روحیه‌ای مشترک است: ایستادگی در برابر ظلم، دفاع از وطن، و حساسیت نسبت به عزت ملی.

مبارزه با ظلم، امری فطری است و در جان هر انسان آزاده‌ای _ به فرموده رهبر شهید انقلاب اگر هم در ظاهر دچار نقص یا کاستی باشد—ریشه دارد. همین فطرت است که در لحظه تهدید بیدار می‌شود.
 
وقتی دشمن بیرونی ایران را تهدید می‌کند، جامعه ایرانی با همه تنوع ظاهری و سلیقه‌ای، به یک واحد منسجم تبدیل می‌شود. تجربه‌های تاریخی نشان داده که در برابر خطر، مرزبندی‌های درونی کمرنگ می‌شود و «ایران» نقطه مشترک همه است. این همبستگی، سرمایه‌ای بزرگ است و باید درست فهمیده و درست روایت شود.
 
اما این همبستگی به معنای فراموشی اصول نیست. ایستادن کنار هم در برابر دشمن، به معنای نادیده گرفتن قوانین یا عبور از خط‌ قرمزها نیست. همان‌گونه که حضور افراد با ظاهر متفاوت در صحنه حمایت، دلیل بر تعطیلی احکام دینی نیست.

اگر در زمان تهدید، همه را جزئی از پیکره ملت می‌دانیم، این نباید به «یک بام و دو هوا» تعبیر شود؛ گویی در آرامش، اصول جاری است و در بحران، اصول تعلیق می‌شود.
 
تفاوت در اینجاست؛ در هنگام تهدید، اولویت جامعه حفظ کیان ملی و دفع خطر است؛ اما این اولویت‌بندی به معنای تغییر مبانی نیست. اصول، سر جای خود باقی‌اند؛ همان‌گونه که تعلق ملی نیز سر جای خود باقی است.

ممکن است فردی در ظاهر دچار نقصی باشد، اما دل و جانش با آرمان دفاع از کشور همراه باشد. این همراهی را باید دید و روایت کرد، بی‌آنکه از بیان اصلِ هنجارها چشم پوشید.
 
خطای برخی روایت‌ها آنجاست که یا صرفاً ظاهر را برجسته می‌کنند و آن را نقطه قوت می‌خوانند، یا برعکس، کل حضور را نادیده می‌گیرند چون ظاهر را نمی‌پسندند. هر دو رویکرد، سطحی است.

روایت صحیح، روایتی درونی و عمیق است؛ که توضیح می‌دهد چه چیزی دل‌ها را با ظواهر متفاوت در یک جبهه قرار می‌دهد.
 
در نهایت، جامعه ایرانی در برابر دشمن، یک کل منسجم است؛ اما این انسجام، به معنای بی‌اصولی نیست. هم می‌توان بر اصول پای فشرد و هم فطرت‌های بیدار را حتی با کاستی‌های ظاهری دید و قدر دانست. هنر روایت‌گری آن است که این دو را در تعارض نشان ندهد، بلکه نسبت درست آن‌ها را تبیین کند.

مطالب مرتبط