یادداشت روز:

چرا ایران قدرت اول جهان است؟

۷۱ بازدید
چرا ایران قدرت اول جهان است؟
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شاخص خبر؛ روح‌الله محمدی فعال رسانه‌ای در یادداشتی نوشت: رهبر معظم انقلاب در پیامی به مناسبت هفته دفاع مقدس، جمله‌ای بیان کردند که اگرچه کوتاه بود، اما در دل خود یک نظریه کامل درباره قدرت داشتند: «امروز کسانی ما را ابرقدرت چهارم دنیا می‌دانند... ولی محاسبات الهی، کشوری که خود را متعلّق به عترت طاهره صلوات‌الله‌ و سلامه‌‌علیهم‌اجمعین می‌داند و عمده مردمانش دلبسته آن والامقامانند و برای اقامه حق هراسی ندارند را قدرت اوّل جهان می‌داند.»

این بیان صرفا یک تعبیر حماسی یا سیاسی تلقی نمی‌شود بلکه باید آن را از منظر تفاوت دو نوع محاسبه فهم کرد. محاسبه‌ای که قدرت را با حجم اقتصاد، بودجه نظامی، تعداد جنگنده‌ها، ناوهای هواپیمابر و میزان ذخایر ارزی می‌سنجد و محاسبه‌ای که علاوه بر همه این عوامل، ایمان، اراده، استقلال، شجاعت، صبر، مردم و نسبت یک ملت با حق را نیز در معادله قدرت وارد می‌کند.

در محاسبات متعارف جهانی، ایران قطعا بزرگ‌ترین اقتصاد یا دارای بیشترین بودجه نظامی جهان نیست و هیچ تحلیل علمی نیز نباید واقعیت‌های اقتصادی، مدیریتی و ضعف‌های موجود کشور را انکار کند.

اما آیا قدرت یک کشور را می‌توان تنها با همین شاخص‌ها سنجید؟ اگر چنین بود باید بتوانیم میزان استقلال یک ملت، میزان ترس آن از قدرت‌های بزرگ، توان ایستادگی آن در برابر فشار، میزان آمادگی مردم برای دفاع از کشور و قدرت یک فرهنگ در ایجاد انگیزه و فداکاری را نیز با دلار و نمودار اندازه‌گیری کنیم، در حالی که بخش مهمی از قدرت واقعی ملت‌ها دقیقا در همین متغیرهایی نهفته است که در محاسبات مادی به آسانی قابل اندازه‌گیری نیستند.

برای فهم این سخن کافی است تاریخ معاصر ایران را در برابر چشمان خود قرار دهیم. جمهوری اسلامی ایران در طول بیش از چهار دهه گذشته تقریبا هیچ‌گاه در شرایط عادی و بدون فشار خارجی حرکت نکرده است. انقلاب اسلامی با قطع وابستگی سیاسی به قدرت‌های بزرگ آغاز شد، سپس جنگی هشت‌ساله بر کشور تحمیل شد، جنگی که ایران در آغاز آن با محدودیت‌های جدی نظامی و اقتصادی مواجه بود و در مقابل، بخش مهمی از قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای از رژیم بعث عراق حمایت می‌کردند.

پس از جنگ نیز فشارها پایان نیافت و تحریم‌های اقتصادی، بانکی، نفتی و فناوری، تهدیدهای نظامی، عملیات اطلاعاتی، ترور دانشمندان و فشارهای سیاسی ادامه پیدا کرد. اگر تنها با محاسبات مادی و بر اساس نسبت قدرت اقتصادی ایران با قدرت‌های بزرگ جهان محاسبه می‌کردیم، انتظار می‌رفت چنین فشاری در نهایت اراده سیاسی کشور را در هم بشکند. اما چنین نشد.

این به معنای نادیده گرفتن مشکلات و هزینه‌های تحریم نیست. تحریم‌ها به اقتصاد ایران آسیب زده‌اند، معیشت مردم را تحت فشار قرار داده‌اند و بخشی از فرصت‌های توسعه کشور را محدود کرده‌اند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد میان آسیب دیدن و تسلیم شدن که باید به آن توجه داشت. ایران آسیب دیده است، اما تسلیم نشده است و همین تفاوت یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت است.

هشت سال دفاع مقدس نیز برای ایران فقط یک جنگ نظامی نبود، دانشگاهی بود که در آن یک نسل آموخت چگونه از کشوری دفاع کند که نمی‌تواند تمام نیازهای دفاعی خود را از خارج خریداری کند.

نسلی که جنگ را با وابستگی تسلیحاتی آغاز کرد به تدریج مسیر ساخت تجهیزات، موشک، سامانه‌های دفاعی و فناوری‌های مورد نیاز خود را در داخل کشور دنبال کرد. امروز حتی مراکز مطالعات راهبردی غربی، ایران را دارای یکی از بزرگ‌ترین و متنوع‌ترین زرادخانه‌های موشکی خاورمیانه می‌دانند.

این تحول را نمی‌توان بدون توجه به شرایطی که ایران در آن قرار داشت تحلیل کرد، کشوری که در شرایط تحریم و محدودیت بجای مصرف قدرت دیگران به سمت تولید قدرت رفت.
همین منطق را می‌توان در عرصه صنایع هسته‌ای، برخی فناوری‌های پیشرفته، صنایع دفاعی، توسعه علمی و بخش‌هایی از فناوری‌های راهبردی مشاهده کرد.

ممکن است درباره میزان موفقیت ایران در هر یک از این حوزه‌ها اختلاف نظر وجود داشته باشد و ممکن است کشور در برخی حوزه‌ها هنوز با فاصله قابل توجهی از قدرت‌های پیشرفته جهان قرار داشته باشد، اما اصل یک واقعیت را نمی‌توان انکار کرد که ایران طی چهار دهه گذشته توانسته بخشی مهم از قدرت خود را از وابستگی به توانمندی بومی منتقل کند. این همان چیزی است که می‌توان آن را قدرت تولید قدرت نامید.

جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان نیز آزمون دیگری برای این قدرت بود. در این جنگ‌ها، ضعف‌هایی واقعی در حوزه‌های مختلف امنیتی و دفاعی ایران آشکار شد و برتری فناوری و اطلاعاتی دشمن در بخش‌هایی از میدان قابل انکار نبود.

اما در همان حال، ایران توانست ساختار سیاسی خود را حفظ کند، ظرفیت پاسخ موشکی خود را ادامه دهد و نشان دهد که وارد شدن ضربه به یک کشور الزاما به معنای از بین رفتن قدرت آن کشور نیست. ایران آسیب دید اما توان پاسخ و ادامه مقاومت خود را نیز نشان داد.
 
این دقیقا همان جایی است که مفهوم تاب‌آوری به عنوان یکی از عناصر قدرت ملی اهمیت پیدا می‌کند.
شاید مهم‌تر از موشک و پهپاد و صنعت دفاعی، عاملی باشد که هیچ ماهواره‌ای نمی‌تواند آن را رصد کند و آن انسان است. قدرت یک کشور در نهایت به انسان‌هایی بازمی‌گردد که حاضرند برای حفظ آنچه ارزشمند می‌دانند هزینه بدهند.

ایران در چهار دهه گذشته بارها این سرمایه انسانی را تجربه کرده است، از رزمندگان دفاع مقدس و خانواده‌های شهدا تا دانشمندان، مهندسان و جوانانی که در شرایط سخت علمی و اقتصادی مسیر پیشرفت را ادامه داده‌اند. این سرمایه انسانی را نمی‌توان صرفا با تعداد نیروی نظامی یا جمعیت یک کشور سنجید. پشتوانه فرهنگی و اعتقادی یک ملت می‌تواند در لحظه‌ای که همه محاسبات مادی به بن‌بست می‌رسند، به یک عامل تعیین‌کننده تبدیل شود.

اینجاست که سخن رهبر انقلاب درباره محاسبات الهی معنا پیدا می‌کند. یقینا محاسبات الهی به معنای کنار گذاشتن عقل، علم، اقتصاد و واقعیت‌های مادی نیست و اتفاقا به معنای کامل‌تر کردن آن محاسبه است.

در محاسبه مادی قدرت دشمن، اندازه اقتصاد، فناوری و سلاح او دیده می‌شود اما در محاسبه الهی، وعده‌های الهی، ایمان، حق‌طلبی، توکل، صبر، اراده انسان و سنت‌های الهی نیز در تحلیل وارد می‌شوند. در این نگاه، ملتی که از قدرت‌های بزرگ نمی‌ترسد و برای اقامه حق حاضر به پرداخت هزینه است، از نوعی قدرت برخوردار است که با شاخص‌های معمول قدرت قابل اندازه‌گیری نیست.

مسئله فقط این نیست که ایران در طول چهار دهه در چه شاخص‌هایی رشد کرده است، مسئله مهم‌تر این است که این رشد در چه شرایطی اتفاق افتاده است.

در واقع یکی از خطاهای رایج در تحلیل قدرت ایران این است که فقط به خروجی نگاه می‌کنیم و شرایط تولید آن خروجی را فراموش می‌کنیم. اگر کشوری با صدها میلیارد دلار بودجه دفاعی و دسترسی آزاد به فناوری‌های پیشرفته، قدرت نظامی تولید کند، این یک واقعیت است.

اما اگر کشوری با بودجه بسیار محدودتر، در شرایط تحریم و بدون دسترسی آزاد به بازارهای تسلیحاتی جهان، توان بازدارندگی قابل توجهی ایجاد کند، این نیز یک واقعیت مهم درباره ضریب تبدیل منابع به قدرت آن کشور است.

با این حال اگر بخواهیم از سخن امروز رهبر انقلاب برداشت دقیقی داشته باشیم، نباید قدرت اول بودن را بهانه‌ای برای نادیده گرفتن ضعف‌ها قرار دهیم. برعکس اگر ایران در محاسبات الهی قدرت اول است، این قدرت باید در زندگی مردم نیز آثار خود را نشان دهد.

قدرت دفاعی باید با قدرت اقتصادی همراه شود و همچنین استقلال سیاسی باید به استقلال اقتصادی و فناوری منجر شود و حتی پیشرفت علمی باید به ثروت و رفاه عمومی تبدیل شود و در نهایت مقاومت باید به ساختن یک جامعه قوی، عادلانه، پیشرفته و امیدوار منتهی گردد. ملتی که برای استقلال خود هزینه می‌دهد حق دارد ثمره این استقلال را در کیفیت زندگی خود نیز ببیند.

بنابراین سخن امروز را نباید صرفا به این معنا گرفت که ایران در یک جدول بین‌المللی رتبه نخست را دارد. سخن از یک جدول دیگر است، جدولی که در آن معیار اصلی، میزان برخورداری از سلاح و ثروت نیست، بلکه میزان استقلال، ایمان، اراده و شجاعت یک ملت برای ایستادن در مسیر حق است. در چنین محاسبه‌ای، ممکن است کشوری با اقتصاد کوچک‌تر، بودجه نظامی محدودتر و امکانات مادی کمتر به دلیل برخورداری از اراده‌ای بزرگ‌تر در جایگاهی متفاوت قرار گیرد.

امروز مسئله ایران فقط حفظ قدرت نیست. مسئله تبدیل قدرت مقاومت به قدرت تمدن است، تبدیل ایمان به علم، مقاومت به پیشرفت، استقلال به رفاه و ایستادگی به ساختن آینده‌ای که در آن ملت ایران نه فقط در میدان دفاع، بلکه در همه عرصه‌های علم، اقتصاد، فرهنگ، عدالت و تمدن، در شمار ملت‌های پیشرو جهان قرار گیرد.

مطالب مرتبط