در نشست عصر «فرهنگ و تاریخ» مطرح شد؛

عاشورا تداوم کهن‌الگوی سیاوش در ایران

۹۸ بازدید
عاشورا تداوم کهن‌الگوی سیاوش در ایران
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «صبح قزوین»؛ محمدعلی حضرتی‌، در بیستمین نشست «عصر فرهنگ و تاریخ» که با موضوع «پیشینه و فرهنگ عزاداری در قزوین» در عمارت هنر برگزار شد، با بررسی تطبیقی اسطوره سیاوش و واقعه عاشورا، اظهار کرد: اسطوره‌ها هرگز از میان نمی‌روند، بلکه در بسترهای تاریخی و فرهنگی تازه، با حفظ هسته معنایی خود بازتولید می‌شوند و به حیاتشان ادامه می‌دهند.
 
وی افزود: اسطوره‌ها نمی‌میرند، بلکه در موقعیت‌های زمانی جدید با چهره‌ای تازه ظاهر می‌شوند و فرهنگ‌ها نیز آن‌ها را با باورهای دینی و اجتماعی خود پیوند می‌دهند.
 
پرهیز از تطبیق‌های نادرست در اسطوره‌شناسی
 
حضرتی‌ با اشاره به نوپا بودن دانش اسطوره‌شناسی تطبیقی گفت: این حوزه علمی قدمتی حدود ۱۵۰ تا ۱۶۰ سال دارد و متأسفانه در بسیاری از پژوهش‌ها، شباهت‌های ظاهری باعث نتیجه‌گیری‌های نادرست شده است.
 
وی افزود: برخی پژوهشگران صرف مشاهده چند نشانه مشترک، شخصیت‌های اسطوره‌ای فرهنگ‌های مختلف را یکسان فرض می‌کنند؛ در حالی که چنین قیاسی از نظر علمی پذیرفتنی نیست.
 
این پژوهشگر با اشاره به نظریه «ایزدان نباتی» ادامه داد: برخی، سیاوش را همان آدونیس یونانی معرفی کرده‌اند، در حالی که میان این دو شخصیت تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. آدونیس شخصیتی عقیم است و اساساً امکان تداوم نسل ندارد، اما سیاوش جایگاهی کاملاً متفاوت در اسطوره ایرانی دارد و چنین قیاسی ناشی از نگاه غرب‌زده برخی پژوهشگران گذشته است.
 



کشفیات باستان‌شناسی خوارزم و جایگاه سیاوش
 
حضرتی‌ با اشاره به کاوش‌های باستان‌شناسان در خوارزم اظهار کرد: پژوهش‌های باستان‌شناسی به ویژه آثار کشف‌شده توسط تولستوف، وجود یک فرهنگ گسترده سیاوشان را اثبات می‌کند.
 
وی افزود: بر روی سکه‌های حکومت آفریغیان، تصویر شاه در یک سو و تصویر سوار جوانی در سوی دیگر نقش بسته که به اعتقاد تولستوف همان سیاوش است.
 
این پژوهشگر تصریح کرد: در اسطوره‌های کهن، سیاوش در اصل اسبی فرازمینی و سیاه‌رنگ بوده که بعدها در روایت‌های حماسی به شاهزاده‌ای تبدیل می‌شود که بر اسب مشهور خود، «شبرنگ بهزاد»، سوار است.
 
وی با اشاره به برداشت‌های نادرست از نام این اسب گفت: برخی تصور کرده‌اند «بهزاد» نام شخصی است، در حالی که «شبرنگ بهزاد» به معنای اسبی سیاه‌رنگ و نیک‌زاد است و هیچ ارتباطی با شخصی به نام بهزاد ندارد.
 
شباهت سیاوش با راما؛ نه آدونیس
 
حضرتی‌ ادامه داد: اگر قرار باشد در میان اسطوره‌های جهان شباهتی برای سیاوش پیدا کنیم، اسطوره «راما» در هند به مراتب نزدیک‌تر است.
 
وی افزود: راما نیز مانند سیاوش به دلیل پایبندی به راستی، وفای به عهد و پرهیز از پیمان‌شکنی، در غربت کشته می‌شود؛ هرچند باز هم نمی‌توان این دو شخصیت را یکسان دانست.
 
سیاوش؛ نماد پاکی، وفاداری و صلح
 
این پژوهشگر با تشریح ویژگی‌های شخصیتی سیاوش گفت: سیاوش پس از عبور از آزمون آتش، نماد پاکی می‌شود و اسب او، شبرنگ، محرم راز و همراه همیشگی اوست.
 
وی افزود: سیاوش به شبرنگ سفارش می‌کند بعد از او به هیچ‌کس جز کیخسرو سواری ندهد؛ اتفاقی که بعدها نیز در روایت شاهنامه تحقق پیدا می‌کند.
 
حضرتی‌ ادامه داد: سیاوش پهلوانی جنگاور است، اما در عین حال نماد صلح‌طلبی محسوب می‌شود؛ او هرگز آغازگر جنگ نیست، اما اگر ناچار شود، پهلوانی بی‌همتاست.
 
وی با استناد به ابیات شاهنامه، سیاوش را برخوردار از «فر ایزدی» دانست و اظهار کرد: زیبایی، خردمندی، وفاداری به پیمان و پرهیز از دروغ از مهم‌ترین ویژگی‌های این شخصیت اسطوره‌ای است.
 


رویش گیاه از خون سیاوش
 
حضرتی‌ با اشاره به روایت شاهنامه گفت: یکی از مهم‌ترین عناصر اسطوره سیاوش، جوشیدن خون او و روییدن گیاهی از محل شهادتش است.
 
وی افزود: بسیاری از نمادهای فرهنگی ایران، از جمله لاله واژگون، درخت خونبار، پرهای سبز و برخی نشانه‌های آیینی، ریشه در همین روایت دارند.
 
سیاوش؛ کهن‌الگوی مظلومیت ایرانی
 
وی سیاوش را یکی از مهم‌ترین کهن الگوی فرهنگ ایران دانست و اظهار کرد: سیاوش نماد پاکی، مظلومیت، مدارا، وفاداری به پیمان و ایستادگی در برابر ظلم است و همین ویژگی‌ها باعث شده قرن‌ها در ذهن جمعی ایرانیان باقی بماند.
 
حضرتی‌ افزود: هنگامی که پدرش از او می‌خواهد اسیران تورانی را بکشد، حاضر به شکستن پیمان نمی‌شود و شاهنامه نیز بر همین وفاداری تأکید می‌کند.
 
عاشورا؛ بستری برای تداوم اسطوره سیاوش
 
این پژوهشگر با اشاره به پیوند تاریخی سیاوش و عاشورا گفت: جامعه ایرانی توانست میان شخصیت سیاوش و امام حسین(ع) پیوندی عمیق برقرار کند.
 
حضرتی‌ افزود: مناسک عاشورا بهترین بستر برای حفظ هسته معنایی اسطوره سیاوش بود؛ هسته‌ای که بر پاکی، مظلومیت، مدارا، شهادت و رویش دوباره استوار است.
 
ریشه‌های چند هزار ساله سوگ سیاوش
 
وی با اشاره به منابع تاریخی از جمله کتاب «تاریخ بخارا» گفت: در این اثر آمده است که مردم بخارا پیش از طلوع آفتاب نوروز، برای سیاوش نوحه‌سرایی می‌کردند و این آیین در سراسر سرزمین‌های ایرانی شناخته شده بود.
 
حضرتی‌ افزود: محمود کاشغری نیز در «دیوان لغات‌الترک» از برگزاری مراسم سوگواری سیاوش در بخارا سخن گفته و ابوریحان بیرونی نیز در «آثار الباقیه» به همین آیین‌ها اشاره کرده است.
 
وی تأکید کرد: این اسناد نشان می‌دهد سنت سوگواری در ایران، سابقه‌ای چند هزار ساله دارد و محدود به دوره‌های متأخر نیست.
 


استمرار آیین‌های سیاوش در فرهنگ ایرانی
 
این پژوهشگر با اشاره به دیوارنگاره‌های پنجکند، سفالینه‌های باستانی، استودان‌های خوارزم، قالی‌های تصویری و نقش‌های برجسته اظهار کرد: بسیاری از عناصر عزاداری امروز، از جمله نخل‌گردانی، علم، کتل، اسب بی‌سوار، تعزیه، سوگواری جمعی، خراشیدن صورت، گل‌مالی، سیاه‌پوشی و حمل تابوت، پیشینه‌ای بسیار کهن دارند.
 
وی افزود: تصاویر به دست آمده از «پنجکند» و دیگر محوطه‌های باستانی، شباهت شگفت‌انگیزی با آیین‌های عزاداری محرم در ایران امروز دارند.
 
حضرتی‌ همچنین با اشاره به استمرار این آیین‌ها در بخارا، سمرقند، خوارزم، کردستان، لرستان، ایلام و دیگر مناطق ایران فرهنگی گفت: بسیاری از این سنت‌ها با ورود اسلام، در قالب مناسک عاشورا ادامه حیات یافتند.
 


مناسک عاشورا؛ آمیزه‌ای از اسطوره، تاریخ و مذهب
 
وی در پایان تأکید کرد: مناسک عاشورا، محملی قدسی برای استمرار کهن‌الگوهای فرهنگی ایران است.
 
حضرتی‌ خاطرنشان کرد: اسناد باستان‌شناسی، دیوارنگاره‌ها، سفالینه‌ها، متون تاریخی و شواهد مردم‌شناختی نشان می‌دهد که اسطوره سیاوش، پس از ورود اسلام، با فرهنگ عاشورا درآمیخت و توانست در قالب آیین‌های سوگواری محرم، حیات خود را در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان حفظ کند.
 
وی تصریح کرد: آنچه امروز در بسیاری از آیین‌های عاشورایی مشاهده می‌شود، صرفاً یک سنت مذهبی نیست، بلکه جلوه‌ای از پیوند عمیق اسطوره، تاریخ و مذهب در هویت فرهنگی ایران به شمار می‌رود.

انتهای خبر/

مطالب مرتبط