گذری میکنیم بر روستای حکیمآباد قزوین؛
روستایی میان قلعههای قدیمی و لالاییهای مادرانه
۱۱۲ بازدید

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی «صبح قزوین»؛ به روایت محمدمهدی توکل، در دل دشتهای بخش دشتابی شهرستان بوئینزهرا، روستایی قرار دارد که روایت تاریخ و زندگی در آن هنوز زنده است. حکیمآباد، روستایی با برجهای باقیمانده از یک قلعه قدیمی، درختی ۴۰۰ ساله و مردمانی که فرهنگ و سنتهای خود را نسل به نسل حفظ کردهاند.
سفری کوتاه به این روستا نشان میدهد که چگونه زندگی روستایی هنوز با نان محلی، سفرههای سنتی، چیستانهای شبانه و بازیهای بومی جریان دارد.
روستایی که روزگاری در قلعهای بزرگ قرار داشت
روستایی که روزگاری در قلعهای بزرگ قرار داشت
اهالی حکیمآباد میگویند سالها پیش، تمام این روستا درون قلعهای بزرگ بنا شده بود. قلعهای که دیوارهای بلند و برجهای نگهبانی داشت و امنیت ساکنانش را تأمین میکرد.
امروز از آن قلعه تنها بخشی از دیوارها و چند برج باقی مانده است. در میان این برجها، بزرگترین سازهای هنوز پابرجاست که در میان مردم به «برج زندان» معروف است.
نشانههای قدمت حکیمآباد تنها به بقایای قلعه محدود نمیشود، حمام قدیمی روستا و درخت چناری که به گفته اهالی حدود ۴۰۰ سال عمر دارد، از دیگر نشانههای دیرینگی این منطقه به شمار میرود.
چرا نام این روستا حکیمآباد شد؟
درباره نام این روستا روایتهای مختلفی نقل میشود، برخی از اهالی معتقدند در گذشته حکیم یا طبیبی در این روستا زندگی میکرده و مردم برای درمان بیماریهای خود به او مراجعه میکردهاند.
به همین دلیل نام «حکیمآباد» برای این منطقه انتخاب شده است؛ نامی که هنوز هم در میان مردم با احترام یاد میشود.
حکیمآباد روستایی ترکزبان با جمعیتی حدود ۲۰۰ نفر است که بیشتر مردم این روستا به کشاورزی و فعالیتهای مرتبط با آن مشغولاند و با مهماننوازی و صمیمیت از مهمانان استقبال میکنند.


چهار گروه با چهار نام برگرفته از هویت روستا
در سفر به این روستا، مسابقهای با عنوان «روستاییشو» برگزار شد؛ برنامهای که هدف آن معرفی ظرفیتها و توانمندیهای فرهنگی و اجتماعی روستاهاست.
گروههای شرکتکننده در این مسابقه با نامهایی انتخاب شده بودند که هر کدام ریشه در تاریخ و هویت حکیمآباد داشتند؛ کهریز، چنار، تالار و قلعه.
«کهریز یا قنات»، یادآور نقش مهم آب در سرسبزی و زندگی روستاست. «چنار» به درخت کهنسال و قدیمی روستا اشاره دارد.
«تالار» نام خانهای قدیمی با قدمتی حدود ۱۰۰ سال است که محل برگزاری مسابقه بود و «قلعه» نیز به گذشته تاریخی روستا بازمیگردد؛ زمانی که همه اهالی درون قلعه زندگی میکردند.
به گفته اهالی، برگزاری چنین برنامههایی علاوه بر ایجاد همدلی میان مردم، فرصتی برای معرفی ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی روستا نیز فراهم میکند.


عطر نان محلی در کوچههای روستا
یکی از بخشهای جذاب این مسابقه، پخت نان و شیرینیهای محلی بود. در مسیر رفتن به خانه یکی از اهالی، بانویی را دیدم که برای شرکت در مسابقه مشغول پخت نان محلی بود.
تنور گازی خانه حسابی داغ شده بود، هرچند در گذشته از تنورهای گِلی سنتی برای پخت نان استفاده میکردند.
او چانههای خمیر را با مهارت در دست میگرفت و روی صفحه فلزی داغ تنور قرار میداد و چند دقیقه بعد نان تازه و خوشعطری آماده میشد.
در گروه دیگر نیز یکی از بانوان شیرینی محلی «اَگِردک» را برای مسابقه آماده کرده بود و با حوصله درباره مواد لازم و شیوه تهیه آن توضیح میداد.
در حکیمآباد علاوه بر اینها، نانهای محلی دیگری مانند لواش، پَتو و شیردار نیز پخته میشود.

سفرهای از طعمهای محلی
بخش دیگری از مسابقه به سفرهآرایی و معرفی غذاهای محلی اختصاص داشت. زنان روستا یکییکی از راه میرسیدند و ظرفهایی از غذاهای محلی را به خانه قدیمی محل برگزاری مسابقه میآوردند.
آنها پس از عبور از در چوبی و دالان خانه، از پلهها بالا میرفتند تا غذاهای خود را در سفرهای که در میان اتاق پهن شده بود قرار دهند.
در این سفره انواع غذاها و وسایل سنتی دیده میشد. یکی از شرکتکنندگان از گروه قلعه آش دوغ آورده بود که به گفته خودش از غذاهای رسمی روستاست و بیشتر مواد اولیه آن از محصولات کشاورزی خود اهالی تهیه میشود.
در گروه چنار نیز یکی از زنان «دیماج» یا همان عصرانه معروف قزوینی را آماده کرده بود. غذایی ساده که با مواد طبیعی و در مدت کوتاهی تهیه میشود.
در کنار این غذاها، در حکیمآباد آش رشته، اشکنه، کلهجوش و خاگینه نیز طبخ میشود.
هنر زنان روستا
در بخش دیگری از مسابقه، زنان روستا هنرهای خود را به نمایش گذاشتند. گلیمهای خوشرنگ با طرح ارداق در کنار سفره قرار گرفته بود.
یکی از زنان روستا که از کودکی گلیمبافی را از مادرش یاد گرفته بود، این هنر را به عروس خود نیز آموزش داده بود. عروس خانواده نیز تابلوفرشی با نقوش بتهجقه و طرحهای باستانی بافته بود.
در گوشهای دیگر از اتاق، یکی از زنان روستا مشغول تهیه سس قرمز خانگی بود. او میگفت گوجههای کال را با اضافه کردن فلفل، ادویه کاری، نمک، پودر سیر و فلفل سیاه به سس تبدیل میکند.
از دیگر موضوعات جالب توجه در این خانه، دستگاه شیرچرخکنی قدیمی بود که از مادربزرگ خانواده به یادگار مانده بود.


چیستانها و ضربالمثلهای شبنشینی
در ادامه برنامه، شرکتکنندگان دور هم نشستند و به طرح چیستانها یا همان «تاپماجا» پرداختند؛ سنتی که در بسیاری از شبنشینیهای روستایی رایج است.
یکی از چیستانها این بود: «آن چیست که چهار برادر است و هرچه میدوند به هم نمیرسند؟» پاسخ آن چهار گوشه دیوار بود.
در چیستانی دیگر پرسیده شد: «آن چیست که از آب رد میشود اما خیس نمیشود؟» پاسخ درست، نور بود.
چیستان معروف دیگری نیز مطرح شد: «آن چیست که اول چهار پا، بعد دو پا و در آخر سه پا دارد؟» که پاسخ آن انسان است.
هیجان کشتی محلی
یکی از بخشهای پرهیجان برنامه، مسابقه کشتی محلی بود. دو نوجوان ۱۱ و ۱۳ ساله برای شرکت در این رقابت اعلام آمادگی کردند.
نام این کشتی در گویش محلی «کوشته قاپک» یا «کوشته تو تک» گفته میشود. پس از شروع مسابقه با سوت داور، دو نوجوان با اجرای فنون مختلف با یکدیگر رقابت کردند و در نهایت محمدامین دوستی ۱۳ ساله از گروه کهریز برنده این مسابقه شد.
خانهای صد ساله برای بومگردی
در جریان این سفر، خانهای قدیمی با حدود ۱۰۰ سال قدمت نیز توجه ما را جلب کرد؛ خانهای که امروز به اقامتگاهی بومگردی تبدیل شده است.
صاحب این خانه که اصالتاً تبریزی است، چند سال پیش این بنا را خریداری کرده و با کمک خانواده آن را بازسازی کرده است.
درون خانه طاقچههایی پر از وسایل قدیمی دیده میشود؛ از آفتابه مسی جهیزیه مادر گرفته تا کاسههای گلقرمز چینی و دار قالی کوچکی که عروس خانواده به یادگار هدیه داده است.
حیاط خانه با درخت گردو و گلهای رنگارنگ جلوه خاصی دارد و حتی چوبهایی که در گذشته برای بستن اسبها در دیوار کار گذاشته شده بودند، همچنان حفظ شدهاند.


عروسکی که همسن صاحبش است
در پایان این سفر، عروسکی قدیمی روی طاقچه خانه توجه مرا جلب کرد. زن روستایی آن را در آغوش گرفت و گفت: این عروسک را وقتی ۱۰ روزه بودم پدرم برایم خرید. ما با هم بزرگ شدیم؛ فقط چهره من تغییر کرده، اما او همانطور مانده است.
حکیمآباد روستایی است که در آن تاریخ، فرهنگ و زندگی روزمره مردم در کنار هم جریان دارد؛ جایی که هنوز میتوان اصالت و سادگی زندگی روستایی را از نزدیک لمس کرد.
انتهای خبر/2001
مطالب مرتبط
روستایی میان قلعههای قدیمی و لالاییهای مادرانه
روستایی میان قلعههای قدیمی و لالاییهای مادرانه
تیم جنگنده ایران شایستگی صعود را دارد
تیم جنگنده ایران شایستگی صعود را دارد
توسعه دیجیتال، کلید تحول اقتصاد و حکمرانی
توسعه دیجیتال، کلید تحول اقتصاد و حکمرانی
دهه دوم محرم هیئت کجا برویم؟
دهه دوم محرم هیئت کجا برویم؟