یک فعال فرهنگی قزوین:
مردم مبعوث شده، صاحب اصلی تجمعاتاند
۴۹ بازدید

به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی «صبح قزوین»، در روزهایی که هجمههای دشمن فضای جامعه را ملتهب کرده بود، در گوشهای از ایران، ساختاری مردمی شکل گرفت که اجازه نداد شعلههای غیرت و مطالبهگری خاموش شود.
«قرارگاه رهبر شهید» در استان قزوین، نامی است که این روزها با مفهوم «حضور مستمر» گره خورده است؛ حضوری که از یک مسیر راهپیمایی آغاز شد و به شبکهای گسترده از موکبهای فرهنگی و تبیینی در جایجای شهر رسید.
حجتالله مددخانی، از چهرههای محوری این قرارگاه، در گفتگو با خبرنگار «صبح قزوین» از پشتصحنه هماهنگیهای شبانه، نقش بیبدیل بانوان و اصناف، و جلسات تصمیمساز در دفتر امامجمعه سخن میگوید. او معتقد است راز ماندگاری این حرکت در یک جمله نهفته است: «سپردن کار به دست صاحب اصلیاش؛ یعنی مردم».
صبح قزوین: آقای مددخانی، برای شروع اگر بخواهیم از نقطه آغاز وارد بحث شویم، بگویید اساساً «قرارگاه رهبر شهید» چگونه شکل گرفت و چه ضرورتی باعث شد چنین ساختاری در قزوین ایجاد شود؟
حجتالله مددخانی: آنچه در قزوین شکل گرفت، محصول یک ضرورت واقعی و فوری بود. از زمانی که هجمهای به بیت رهبری و برخی نقاط کشور صورت گرفت، فضای عمومی جامعه دچار التهاب، نگرانی و در عین حال آمادگی برای واکنش شد.
در چنین شرایطی، فعالان فرهنگی، نیروهای مردمی، مجموعههای مسجدی و هیأتی استان به این جمعبندی رسیدند که این واکنش باید از حالت پراکنده خارج شود و به یک حرکت منسجم، هدفمند و هدایتشده تبدیل شود.
از همینجا بود که ذیل هدایت امامجمعه محترم استان و نماینده ولیفقیه، یک هسته هماهنگکننده شکل گرفت که بعدها عنوان «قرارگاه رهبر شهید» را به خود گرفت. فلسفه این قرارگاه این بود که ظرفیتهای مردمی را در مسیر درست قرار بدهد و از این سرمایه اجتماعی، یک حرکت مؤثر، گسترده و ماندگار بسازد.
صبح قزوین: یعنی از همان ابتدا مسئله فقط برگزاری چند مراسم یا تجمع نبود؟
مددخانی: دقیقاً همینطور است. اگر نگاه ما صرفاً مناسبتی بود، احتمالاً کار در همان چند روز اول فروکش میکرد. اما از ابتدا این درک وجود داشت که ما با یک مطالبه عاطفی و اجتماعی عمیق از سوی مردم مواجه هستیم.
مردم میخواستند واکنش نشان بدهند، حضور داشته باشند و سهم خودشان را در صحنه ایفا کنند. بنابراین، مهم بود که این انرژی اجتماعی در قالبی درست هدایت شود تا هم استمرار پیدا کند و هم اثرگذار باشد.
در واقع، قرارگاه برای ساماندهی همین حضور شکل گرفت؛ حضوری که اگر رها میماند، ممکن بود پراکنده و مقطعی باشد، اما وقتی در یک ساختار هماهنگ قرار گرفت، تبدیل به یک الگوی پایدار شد.
صبح قزوین: اشاره کردید که قزوین در این زمینه از برخی استانها جلوتر بود. این پیشتازی را ناشی از چه عواملی میدانید؟
مددخانی: قزوین از گذشته ظرفیتهای فرهنگی، هیأتی و مردمی قابل توجهی داشته است. ما در استان، شبکهای از نیروهای انقلابی، فعالان مسجدی، مجموعههای فرهنگی و هیآت مذهبی داریم که وقتی پای یک موضوع مهم به میان میآید، خیلی سریع میتوانند به هم متصل شوند.
بعد از تجاوز آمریکا به کشورمان و شهادت فرماندهان نظامی و رهبر عزیزمان همین شبکهها خیلی زود فعال شدند. ما حتی احساس کردیم قزوین در برخی ابعاد، یک روز جلوتر از خیلی جاها وارد میدان شد. این فقط به معنای سرعت در واکنش نبود؛ بلکه نشاندهنده آمادگی اجتماعی و تشکیلاتی بود.
البته این پیشتازی یکشبه به دست نیامد. نتیجه سالها تجربه، ارتباطسازی و میدانداری مجموعههای مردمی بود. وقتی بستر از قبل وجود داشته باشد، در بزنگاهها خیلی سریع میتوان از آن استفاده کرد.


صبح قزوین: یعنی شما معتقدید این واکنش سریع، ریشه در سرمایه اجتماعی انباشتهشده در استان داشت؟
مددخانی: هیچ حرکت بزرگی در خلأ شکل نمیگیرد. اگر امروز میگوییم قزوین توانست زود و منسجم وارد میدان شود، به این خاطر است که از قبل، ارتباط میان مردم، مساجد، هیآت، نیروهای فرهنگی و برخی دستگاههای همراه وجود داشت. وقتی حادثه رخ داد، لازم نبود همهچیز از صفر ساخته شود؛ فقط کافی بود این ظرفیتها فعال و همجهت شوند.
صبح قزوین: اگر بخواهید از بعثت و حضور مردمی توصیفی به کار ببرید چه میگویید؟
مددخانی: واقعاً اتفاقی که افتاد، فراتر از یک واکنش معمولی بود. مردم با وجود همه فشارها، تهدیدها، جنگ روانی و شرایط سنگین، نهتنها عقب نکشیدند، بلکه با انگیزه وارد میدان شدند و ماندند. این ماندن خیلی مهم است.
خیلی وقتها ممکن است یک موج عاطفی شکل بگیرد و بعد از چند روز فروکش کند، اما اینجا مردم ماندند، صحنه را حفظ کردند و حتی به توسعه آن کمک کردند. برای همین است که من میگویم این را میتوان به یک معجزه تشبیه کرد، واقعاً مردم مبعوث شدند.
این تعبیر از سر اغراق نیست؛ از سر مشاهده میدانی است. وقتی میبینید مردم در این سطح احساس مسئولیت میکنند، خودشان ایده میدهند، کمک میکنند، در اجرا حاضر میشوند و بار کار را به دوش میکشند، واقعاً با یک پدیده ویژه مواجه هستید.
صبح قزوین: در این میان، نقش خود و همکارانتان به عنوان گردانندگان ومجریان تجمات شبانه را چگونه تعریف میکنید؟
مددخانی: بنده همیشه گفتهام که در چنین حرکتهایی، شخص نباید برجسته شود. نقش ما اگر بوده، در حد هماهنگی و بسترسازی بوده است. اصل کار را مردم انجام دادند. این یک کار جمعی بود و هرجا هم موفقیتی به دست آمده، باید به حساب مردم نوشته شود..
اتفاقاً یکی از آسیبهای جدی در چنین میدانهایی این است که افراد یا مجموعهها بخواهند کار را به نام خودشان ثبت کنند. در حالیکه اگر این اتفاق بیفتد، از روح مردمی کار فاصله میگیریم. این حرکت زمانی اثرگذار است که همه بپذیرند سهم اصلی متعلق به مردم است.
صبح قزوین: برنامهها چگونه از یک تجمع یا راهپیمایی محدود، به یک شبکه گسترده از میدانها و مسیرها تبدیل شد؟
مددخانی: ما کار را بهصورت تدریجی و متناسب با ظرفیت جامعه توسعه دادیم. در ابتدا راهپیماییها بهصورت تک مسیر برگزار میشد. بعد از مدتی، با توجه به استقبال مردم و ظرفیتهایی که ایجاد شد، مسیرها بیشتر شد؛ به دو مسیر رسید و بعد به پنج مسیر گسترش پیدا کرد.
در مرحله بعد، دیگر فقط راهپیمایی مطرح نبود، بلکه فعالسازی میدانها در دستور کار قرار گرفت. این روند ادامه پیدا کرد تا جایی که در سطح شهر از یک میدان به بیش از ۲۰ تا ۲۵ میدان فعال رسیدیم. این گسترش، نشاندهنده ظرفیت بالای مردم و نیز وجود یک سازوکار هماهنگکننده بود.
اگر برنامهریزی و تقسیم کار نباشد، توسعه اینچنینی ممکن نیست. ما تلاش کردیم رشد کار، طبیعی اما منظم باشد؛ یعنی نه شتابزده عمل کنیم و نه ظرفیتهای موجود را دستکم بگیریم.
صبح قزوین: برای مدیریت این گستره، چه تمهیداتی در نظر گرفته شد؟
مددخانی: یکی از مهمترین اقدامات، تقسیم شهر قزوین به پنج منطقه بود. برای هر منطقه نیز مسئول مشخص تعیین شد تا پیگیری امور، هماهنگیهای اجرایی و ارتباط با بدنه مردمی در همان سطح انجام شود.
این مدل، چند مزیت داشت؛ اول اینکه تمرکز بیش از حد از بین میرفت. دوم اینکه هر منطقه میتوانست متناسب با ظرفیت محلی خودش عمل کند. سوم اینکه ارتباط با مردم نزدیکتر و مؤثرتر میشد. وقتی کار در سطح منطقهای و محلهای پیگیری میشود، مردم هم احساس نزدیکی و مسئولیت بیشتری پیدا میکنند.
صبح قزوین: در این میان، نقش نماینده ولیفقیه در استان و امامجمعه قزوین را چگونه ارزیابی میکنید؟
مددخانی: این نقش، نقش بسیار محوری و اثرگذار بود. یکی از نقاط قوت تجربه قزوین همین بود که حرکت مردمی، در عین مردمیبودن، از یک محور وحدتبخش و مورد اعتماد نیز برخوردار بود. حضرت آیتالله مظفری در این زمینه نقش بسیار مهمی در هدایت، حمایت و انسجامبخشی ایفا کردند.
ما بیش از ۴۰ جلسه در دفتر ایشان داشتیم. این جلسات فقط برای تبادل نظر نبود؛ جلسات تصمیمساز و مسئلهمحور بود. در این نشستها، متولیان مساجد، هیآت، مجموعههای اجرایی و مسئولان مناطق حضور داشتند و درباره نحوه برگزاری برنامهها، تقسیم کار، مسائل میدانی و هماهنگیها صحبت میشد.
وجود چنین محوریتی باعث شد که حرکت از پراکندگی مصون بماند و همه احساس کنند در یک نقشه کلان مشترک در حال فعالیت هستند.
صبح قزوین: چه شد که مردم بعد از 100 و اندی شب همچنان پای کار هستند؟
مددخانی: مردم زمانی پای کار میمانند که احساس کنند خودشان صاحب صحنه هستند. اگر فقط به آنها دستور بدهیم یا بخواهیم صرفاً مجری تصمیمهای از پیشگرفتهشده باشند، احساس تعلق شکل نمیگیرد.
الگوی موفق این است که ما برای مردم بستر فراهم کنیم؛ نه اینکه دائماً برایشان نسخه بپیچیم. مردم باید بتوانند ایده بدهند، پیشنهاد مطرح کنند، نقش بگیرند و بخشی از بار اجرا را خودشان به دوش بکشند.
هرچقدر این احساس تعلق بیشتر باشد، ماندگاری حضور هم بیشتر میشود. این چیزی است که ما در قزوین تجربه کردیم. بسیاری از بخشهای کار، به این دلیل خوب پیش رفت که مردم احساس کردند این صحنه متعلق به خودشان است.
صبح قزوین: به بیان دیگر، مشارکت صرفاً به حضور فیزیکی محدود نیست؟
مددخانی: بله، مشارکت خیلی فراتر از حضور فیزیکی است. مشارکت یعنی مردم احساس کنند در طراحی، اجرا، پشتیبانی، روایتسازی و حتی حل مسائل نقش دارند. وقتی این اتفاق بیفتد، دیگر با جمعیت تماشاگر مواجه نیستیم، بلکه با جامعهای کنشگر روبهرو هستیم.


صبح قزوین: از نظر ترکیب اجتماعی، چه گروههایی در این حرکت حضور پررنگتری داشتند؟
مددخانی: واقعیت این است که این حرکت محدود به یک قشر خاص نبود. بانوان حضور مؤثر و فعال داشتند، آقایان هم در بخشهای مختلف پای کار بودند. بازار و اصناف نقشآفرینی کردند، معلمان و دانشآموزان حضور داشتند، ورزشکاران همراهی کردند، کارکنان ادارات و حتی بخش خصوصی هم در میدان بودند.
همین تنوع اجتماعی یکی از دلایل موفقیت کار بود. وقتی یک حرکت بتواند گروههای مختلف را زیر یک چتر مشترک جمع کند، هم ظرفیتش بیشتر میشود و هم مقبولیتش. مردم میبینند که با یک جریان فراگیر مواجهاند، نه یک فعالیت محدود و بسته.
صبح قزوین: نقش بانوان در تجمعات را چطور ارزیابی میکنید؟
مددخانی: نقش بانوان واقعاً برجسته بود. در بسیاری از میدانها، هم در حضور میدانی و هم در کمک به ساماندهی برنامهها، بانوان سهم مهمی داشتند. این حضور، فقط کمی نبود؛ کیفی هم بود. بانوان در ایجاد فضای خانوادگی، فرهنگی و آرامشبخش برای برنامهها اثر زیادی داشتند و این موضوع به تداوم حضور خانوادهها کمک کرد.
صبح قزوین: در رابطه با نقش موکبها در ساماندهی تجمعات شبانه توضیح بدهید:
مددخانی: ما تلاش کردیم نگاه به موکبها صرفاً نگاه سنتی و محدود به پذیرایی نباشد. البته پذیرایی جای خود را دارد، اما کافی نیست. موکبها میتوانند کانون خدمت و تبیین باشند.
برای همین، در کنار بخش پذیرایی، بخشهای دیگری هم فعال شد؛ از جمله بخش کودک و نوجوان، بخش تبیینی، مشاوره، پاسخ به سؤالات و حتی میز خدمت. این تنوع خدمات باعث شد موکبها به پایگاههای چندمنظوره فرهنگی و اجتماعی تبدیل شوند.
وقتی خانوادهای به یک میدان میآید و میبیند برای کودک، نوجوان، پرسشهای ذهنی یا خدمات مورد نیازش فکری شده، طبیعی است که ارتباط عمیقتری با فضا برقرار میکند. این نگاه، به پایداری حضور مردمی کمک زیادی کرد.
صبح قزوین: به نقش رسانه اشاره کردید. رسانهها دقیقاً چه کمکی به این حرکت کردند؟
مددخانی: رسانهها چند نقش اساسی داشتند. اول، اطلاعرسانی. مردم باید از زمان، مکان و ابعاد برنامهها مطلع میشدند. دوم، روایتسازی. وقتی عظمت حضور مردم ثبت و منتشر میشود، هم در داخل استان امید و انگیزه ایجاد میکند و هم در سطح ملی انعکاس پیدا میکند.
ما از ظرفیت صداوسیما، خبرگزاریها و فضای مجازی به خوبی استفاده کردیم. حتی کلیپهای کوتاه یک تا یکونیم دقیقهای تولید شد که بازخورد خوبی داشت و در سطح کشور و حتی برخی رسانههای بیرونی هم دیده شد.
نقش سوم رسانه، تثبیت الگو بود. وقتی یک تجربه موفق درست روایت شود، امکان الگوگیری از آن بیشتر میشود. بنابراین رسانه فقط ناظر نبود؛ بخشی از زنجیره اثرگذاری بود.
صبح قزوین: پشتیبانی مالی و اجرایی کار بر چه اساسی پیش میرفت؟
مددخانی: بخشی از هزینهها و امکانات توسط شهرداریها تأمین میشد و بخش مهم دیگری هم با کمکهای مردمی و خیرین پیش میرفت. این همراهی واقعاً ارزشمند بود. اما در کنار این موضوع، یک اصل مهم وجود داشت و آن هم حفظ ماهیت مردمی کار بود.
تأکید میکنم که نباید اینگونه حرکتها به نام یک دستگاه خاص تمام شود. ممکن است نهادهای مختلف کمک کنند، اما اصل ماجرا مردم هستند. اگر هر مجموعهای بخواهد صرفاً به دنبال دیدهشدن نام و آرم خودش باشد، آسیب ایجاد میشود.
مهم این نیست که آرم چه کسی زیر کار بخورد؛ مهم این است که کار درست انجام شود و مردم احساس کنند با یک حرکت صادقانه و متعلق به خودشان مواجهاند.
صبح قزوین: اگر بخواهید این تجربه را آموزش دهید یا در میدان دیگری تکرار کنید، چه الگویی ارائه میدهید؟
مددخانی: مهمترین درس این است که باید به مردم اعتماد کرد. اگر برای مردم میدان درست ایجاد شود، آنها فقط حضور پیدا نمیکنند؛ بلکه ایده میدهند، اجرا میکنند، هزینه میدهند و حرکت را جلو میبرند.
ما در قزوین دیدیم که مردم، اگر احساس تعلق کنند، از یک جمعیت حاضر به یک نیروی فعال و سازنده تبدیل میشوند. این اتفاق بسیار مهمی است. در بسیاری از مسائل اجتماعی و فرهنگی هم میشود از همین الگو استفاده کرد؛ یعنی به جای تصدیگری کامل، بسترسازی هوشمندانه برای مشارکت واقعی مردم.
صبح قزوین: و اگر بخواهید در یک جمله، حال و هوای این تجربه را توصیف کنید؟
مددخانی: من باز هم همان تعبیر را به کار میبرم؛ مردم مبعوث شدند. این دقیقترین توصیفی است که میتوانم از آنچه در قزوین رخ داد، ارائه بدهم.
انتهای خبر/2001
مطالب مرتبط
مردم مبعوث شده، صاحب اصلی تجمعاتاند
مردم مبعوث شده، صاحب اصلی تجمعاتاند
قهرمانی تنیسور قزوینی در لیگ ترکیه
قهرمانی تنیسور قزوینی در لیگ ترکیه
مراسم سالگرد شهدای اقتدار قزوین فردا برگزار میشود
مراسم سالگرد شهدای اقتدار قزوین فردا برگزار میشود
وام ضروری بازنشستگان تأمین اجتماعی در راه است
وام ضروری بازنشستگان تأمین اجتماعی در راه است