یادداشت؛

ولایت؛ محور اقتدار و وحدت

۵۶ بازدید
ولایت؛ محور اقتدار و وحدت
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبح قزوین»؛ روح الله محمدی در یادداشتی نوشت: در هیاهوی روزگار و درگیری‌های روزمره سیاسی این روزها و غم فراق رهبر شهید انقلاب، گاهی چنان در پیچ و خم اخبار و تحلیل‌ها گم می‌شویم که از اصل نبرد و رمز پیروزی غافل می‌مانیم.

گزاره‌ای کلیدی وجود دارد که شاید شنیدنش در ابتدا عجیب به نظر برسد، اما حقیقت محض است، اینکه عمق دشمنی شیاطین با ولایت، نه به خاطر اطاعت‌محض ما از او، که به خاطر اتحاد و همراه شدن ما با امام جامعه است.

اغلب ما ولایت را در معنایی ساده و شاید هم ساده‌انگارانه تعریف می‌کنیم، می‌گوییم امامی پیشوا و جلودار است و ما نیز گوش به فرمان و مطیع او هستیم. این تصویر گرچه بخشی از حقیقت است اما تنها لایه‌ای سطحی و بی‌خطر از ماجرا برای شیاطین است.

دشمن قسم‌خورده بشریت و انسانیت از چه چیزی به وحشت می‌افتد؟ از سجده‌های خلوت ما؟ از عبادت‌های فردی؟ بی‌شک خیر. آنچه شیطان را آشفته و پریشان می‌کند، حرکت و اتحاد مردم حول محور امام جامعه است. اینجاست که ولایت از یک اعتقاد قلبی صرف به یک نیروی عظیم اجتماعی و تاریخی تبدیل می‌شود. قدرتی که می‌تواند معادلات را بر هم زند و بنیان ظلم را بلرزاند.

راز ماندگاری یک مکتب و عمق کید دشمنانش در گرو فهم این نکته است که کار امام با شهادت او تمام نمی‌شود، بلکه تازه آغاز می‌شود.

به راستی در تاریخ بشر چه نیرویی زنده‌تر، جاری‌تر و مؤثرتر از یک امام شهید سراغ داریم؟ خونی که بر زمین می‌ریزد نه‌تنها پایان راه نیست بلکه تبدیل به رودی خروشان می‌شود که کشتی اجتماع را به پیش می‌راند.دشمن دقیقاً از این هراس دارد که امت با امامشان یکی شوند و این اتحاد مقدس منافع و سلطه‌شان را نابود کند.

اینک اما باید برابر آزمونی بزرگ هوشیار باشیم، در مسیر رسیدن به این آرمان، ما با دو پرتگاه هولناک روبه‌رو هستیم که به‌ظاهر متضاد اما در نتیجه واحدند. امیرالمؤمنین علی (ع) در کلامی حکیمانه می‌فرمایند: كَثرَةُ الوِفاقِ نِفاقٌ، كَثرَةُ الخِلافِ شِقاقٌ؛ موافقت بی‌حدوحساب، چیزی جز نفاق نیست و مخالفت افراطی نیز جز دشمنی و تفرقه چیزی به بار نمی‌آورد.

ما امروز نیازمند وفاق هستیم، همان ابتکار و خواست راهبردی رهبر شهیدمان، اما باید مراقب باشیم واژه‌ها گروگان گرفته نشوند. وفاق واقعی حول محور امام و اهداف انقلاب معنا می‌یابد. بی‌هویتی و انفعال و یا بله گفتن‌های مکرری که از سر تدبیر و مصلحت‌سنجی دنیوی یا ترس باشد نه‌تنها یاری‌گر نیست قطعا مصداق همان نفاق پنهان است که جامعه را از درون می‌پوساند. 

در مقابل آن، تخریب‌ها و عقده‌گشایی‌های سیاسی در پوشش مطالبه‌گری یا روشنگری نیز سمّی مهلک است. این مخالفت افراطی حتی اگر ناخواسته باشد، انسان را به اردوگاه دشمنی با نظام اسلامی پرتاب می‌کند. آنجا که تفرقه جای همدلی را می‌گیرد، شیاطین جشن می‌گیرند.

راه نجات و قدرتی که دشمن را به وحشت می‌اندازد، در پیمودن خط باریکی است میان این دو، و این یعنی وحدتی فعال و آگاهانه حول امام داشته باشیم. وحدتی که در آن سران قوا، احزاب، فعالان سیاسی و تک‌تک ما، بر سر اهداف متعالی انقلاب هم‌رأی می‌شویم.

این تنها راهی است که امت اسلامی را چه در حیات و چه در شهادت امام، زنده نگه می‌دارد و امت واحده را در مقابل طوفان‌های سهمگین، به ساحل رستگاری می‌رساند.


انتهای خبر/

مطالب مرتبط